امیر یل مامان

1

قصه ی لاکی

1394/4/2 1:59
نویسنده : مامان زینب
1,315 بازدید
اشتراک گذاری

پسر ناز مامان ببخش که من همه ی مسایل شما را با تاخیر می نویسم ماجرا در مورد از شیر گرفتن شماست که با دو ماه تاخیر انجام شد یعنی شما دو ماه بیش تر خوردی نوش جونت عزیزم گوارای وجودت ولی در عوض وقتی از شیر گرفتمت اصلا نه بهونه گرفتی نه عصبی شدی و نه خدایی نکرده مریض. اصلا هم بد خواب نشدی تازه خیلی هم بهتر خوابیدی و با یک بار اقدام هم پذیرفتی یعنی چی یعنی این که مامانی کمی قرمزش کرد بعد هم به شما گفت که اوخ شده شما هم کمی ناراحت شدی و بهم گفتی که بپوشونمش تا خوب بشه و بعد هم شب اول خرسی را بغل کردی و خیلی راحت لا لا کردی تا سه روز هم حالش را پرسیدی وقتی دیدی هنوز خوب نشده دیگه فراموشش کردی و به خاطر همین اقدام مبارک و میمون چند تا هدیه گرفتی که یکیش هم لاکی خان که برات شبا لالایی می خونه و نور می ندازه و شما هم راحت باهاش می خوابی خوب بخوابی جیگر مامان ایشالا همیشه رویاهای شیرین ببینی البته پسر نازنین  من یه حسن خیلی خوب دیگه هم که داره این که از یک سال و نیمگی که از پوشک گرفتمش تا حالا یک بار هم شب ادراری نداشته و صبحا عین آقاها بیدار می شه می ره جیش می کنه و دوباره میاد می خوابه . فدات بشم که این قدر خوبی تازه غذا هم خیلی خوب می خوره و اصلا مامانیش اذیت نمی کنه الهی دورت بگردم نفسم .

شکلک های محدثه

 

 

اینم لاکی خان که شما بغلش کردی و با آهنگش خوابیدی

 

 

الهی قربون شکل ماهت برم من

 

 

 

و این هم هدایایی که پسرم برای ترک شیر خوردن و جشن تولدش گرفته .

 

 

 

 

 

 

 

اینم کادوی مامانی و بابایی آخرین مدل تو شهر ماست بهتر از این دیگه پیدا نمی شه اگر کمی دقت کنید هنر نمایی نازنین پسر را روی دیوار می بینید .

 

تا الان موفق نشدم یه عکس در حال رانندگی ازت بگیرم چون نمی ذاری و دوربین ازم می گیری پسر باهوش من خیلی زود رانندگی را یاد گرفت خودت گاز می دی و جلو و عقب می کنی ما اصلا از کنترلش استفاده نکردیم.

 

 

با این که یه دوچرخه ی قشنگ داشتی که قبلا عکسش گذاشتم ولی بابایی این سه چرخه را خرید تا تو خونه باهاش بازی کنی .

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف